بررسی تطبیقی منشأ حاکمیت از منظر علامه طباطبایی و توماس هابز | ||
| نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان | ||
| دوره 15، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 116-130 اصل مقاله (577.34 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jstmt.2025.379581.1726 | ||
| نویسندگان | ||
| الهه مرندی1؛ زهراسادات حجازی* 2 | ||
| 1دانشیار گروه حقوق، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران. | ||
| 2کارشناس ارشد حقوق عمومی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| تلاش برای یافتن علت و منشأ حاکمیت از مسائلی است که مورد توجه فیلسوفان سیاسی قرار گرفته است. علامه طباطبایی و توماس هابز تفسیرهای مشابهی از انسان و زندگی اجتماعی ارائه میکنند و منشأ حاکمیت از نظریات آنان استخراج میشود. در پاسخ به این پرسش که منشأ حاکمیت از منظر علامه طباطبایی و هابز چیست، این مطالعه به روش اکتشافی-توصیفی انجام گرفت. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که هابز با تأکید بر حقوق طبیعی و برابر انسانها در پی دستیابی به نظریهای دربارۀ حق، قدرت و پیوند حق و قدرت است. او منشأ را در قرارداد اجتماعی و ضرورت امنیت مطلق میبیند. انسان هابزی انسانی بدون پیوندهای اجتماعی و تحت تسلط قوای غریزی و غیرعقلانی است که در وضعیتی وحشیانه به سر میبرد و راه برونرفتی جز قرارداد اجتماعی مشروط و به نفع شخص ثالث و واگذاری همۀ حقوق و اختیارات به او ندارد. اما در نگاه علامه طباطبایی، انسان ناگزیر از زندگی اجتماعی مبتنی بر قرارداد عملی بین استخدام متقابل و عدالت اجتماعی است. در نگاه او انسانهای اولیه تحت تأثیر قوای طبیعی بودند و سلطۀ قوای طبیعی، عقل را نیز دربرمیگرفت، اما عقل در سیر اجتماعی کمال یافته و با وحی و نبوت تقویت شده و حاکم بر قوای طبیعی میشود. یافتهها نشان میدهد تفاوت بنیادین در انسانشناسی و فلسفۀ حقوق دو متفکر، به دو تحلیل متفاوت از سیاست و حکومت میانجامد. نتایج این پژوهش میتواند به تقویت فهم تطبیقی فلسفۀ سیاسی اسلامی و غربی کمک کند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| توماس هابز؛ محمدحسین طباطبایی؛ قرارداد اجتماعی؛ مشروعیت سیاسی؛ منشأ حاکمیت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 568 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 409 |
||