امنیت و سیاست چین در برابر طالبان: تحول در رویکردها پس از اوت 2021 | ||
| مطالعات اوراسیای مرکزی | ||
| دوره 18، شماره 1 - شماره پیاپی 35، شهریور 1404، صفحه 391-416 اصل مقاله (941.05 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jcep.2025.387397.450286 | ||
| نویسنده | ||
| فردین هاشمی* | ||
| دکتری روابط بینالملل، دانشکده روابط بینالملل، دانشگاه ملی تاجیکستان، دوشنبه، تاجیکستان | ||
| چکیده | ||
| با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در اوت 2021 طالبان به قدرت رسید. بسیاری از کشورها بهدلیل تحققنیافتن وعدههای حقوق بشری و تشکیل دولت فراگیر، از شناسایی حکومت طالبان خودداری کردند. با وجود این، چین پیش و پس از اوت 2021 با طالبان روابط رسمی و رو به افزایشی داشته است. با توجه به اهمیت اصل مداخلهنکردن و راهبرد اقتصادمحور در سیاست خارجی چین، دیدگاه غالب بر منافع اقتصادی چین و بهرهبرداری از ذخایر طبیعی افغانستان در چارچوب طرح یک کمربند و یک راه تأکید دارد. با بررسی روابط متغیر چین و افغانستان در دههای گذشته، به نظر میرسد منافع چین در دورۀ کنونی فراتر از سود اقتصادی است. در این نوشتار با رویکرد واقعگرایی تدافعی تحلیل میکنیم که مهمترین عامل در سیاست خارجی چین، نگرانیهای امنیتی است. پرسش این است که کدام عامل بر شیوۀ تعامل چین با طالبان بیشترین تأثیر را داشته است؟ فرضیه این است که توانایی طالبان در مهار گروههای جداییطلب و تروریستی که امنیت ملی چین را تهدید میکنند، مهمترین عامل مؤثر است. این نوشتار با روش ردیابی فرایند نشان میدهد که از دورۀ جنگ سرد تاکنون چین همواره در افغانستان ملاحظههای امنیتی داشته و با خروج آمریکا از افغانستان در سال 2021، مسئولیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان برای چین افزایش یافته است. در نتیجه، چین با رویکردی واقعگرایانه و تدافعی، بهدنبال حفظ امنیت ملی خود از راه تعامل هوشمندانه با طالبان است، بهگونهای که اقتصاد ابزاری برای تحقق هدفهای امنیتی شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| امنیت؛ تروریسم و افراطگرایی؛ افغانستان؛ چین؛ طالبان؛ اویغور | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,961 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,393 |
||