پیشبینی اثر برخی از عوامل اقلیمی آینده بر طول دوره زایشی و عملکرد برخی از ارقام گندم دیم در شهرستان خرمآباد | ||
| به زراعی کشاورزی | ||
| مقاله 2، دوره 27، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 189-202 اصل مقاله (1.19 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jci.2025.382374.2896 | ||
| نویسندگان | ||
| کامران حقی آبی1؛ موسی مسکرباشی* 2؛ مجید نبی پور3؛ سید امیر موسوی4 | ||
| 1گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران. | ||
| 2گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران | ||
| 3گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز. ایران. | ||
| 4گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، خوزستان، ایران. | ||
| چکیده | ||
| هدف: پژوهش حاضر بهمنظور بررسی تغییرات برخی از عوامل اقلیمی در شهرستان خرمآباد در دورهها (2040-2024، 2060-2041 و 2080-2061) و سناریوهای اقلیمی (RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5) آینده و اثر آنها بر طول دوره زایشی و عملکرد دانه گندم دیم انجام شد. روش پژوهش: برای پیشبینی تغییرات متغیرهای اقلیمی از نسخه هفتم نرمافزار لارس و الگوی HadCM3 و از دادههای اقلیمی 35 ساله (2023-1987) استان، بهعنوان دورۀ پایه استفاده شد. جهت پیشبینی طول دوره زایشی و عملکرد دانه برخی از ارقام گندم دیم نیز از نسخه 1/7 مدل اپسیم استفاده شد. ورودیهای مدل دادههای اقلیمی، خاکی، گیاهی و اطلاعات مدیریتی میباشد. بدین منظور از خروجی مدل لارس بهعنوان ورودی مدل اپسیم استفاده شد. جهت تهیه اطلاعات گیاهی، مدیریتی و خاکی آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تیمار (ارقام قابوس، کوهدشت و آفتاب) و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی اداره کل هواشناسی استان لرستان واقع در شهرستان خرمآباد در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. با استفاده از اطلاعات آزمایش مزرعهای، ضرایب ژنتیکی ارقام شناسایی و مدل بر مبنای آن بومیسازی شد. جهت صحتسنجی و ارزیابی مدل در شرایط اقلیمی و مدیریتی مختلف نیز از دادههای آزمایشهای میدانی که 10 مزرعه منتخب در شهرستان خرمآباد بود، استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که با افزایش غلظت دیاکسیدکربن از 86-18 درصد، دمای کمینه 43-10 درصد، دمای بیشینه 21-6 درصد و میزان بارش 20-2 درصد افزایش خواهد یافت. با افزایش عوامل اقلیمی مذکور، در دورههای اقلیمی آینده طول دوره زایشی رقم قابوس بهطور متوسط بین صفر تا 1/3 درصد و در سناریوهای اقلیمی خوشبینانه تا بدبینانه بین 2/1 تا 8/1 درصد کاهش، خواهد یافت. در دورههای اقلیمی مختلف، طول دوره زایشی رقم آفتاب در بازه 7/1- تا 7/1+ و رقم کوهدشت 1/1- تا 7/2+ درصد تغییر خواهد یافت. با توجه به تغییر طول دوره زایشی، عملکرد دانه ارقام گندم دیم بسته به دوره و سناریوی اقلیمی بهطور متوسط 6/15 تا 2/42 درصد کاهش خواهد یافت. در سناریوهای خوشبینانه و متوسط، میزان کاهش عملکرد دانه رقم قابوس نسبت به دورۀ پایه کمتر از ارقام آفتاب و کوهدشت بوده، اما در سناریوی بدبینانه روند تغییر کرده و میزان کاهش عملکرد دانه رقم کوهدشت کم خواهد بود. با این وجود، در سناریوی بدبینانه نیز در دورههای اقلیمی مختلف رقم قابوس عملکرد بالاتری نسبت به ارقام آفتاب و کوهدشت داشت. نتیجهگیری: با توجه به اینکه کشاورزان قادر نیستند شرایط اقلیمی را کنترل کنند، لذا با اتخاذ استراتژیهای سازگاری مناسب با شرایط اقلیمی منطقه (از جمله انتخاب رقم مناسب، تاریخ کاشت، روش آبیاری، تراکم مناسب و غیره) میتوان اثرات منفی تغییر اقلیم بر رشد، نمو و تولید محصولات کشاورزی را کاهش داد. در این راستا استفاده از مدل زراعی اپسیم نیز در پیشبینی، سناریوسازی و اتخاذ تصمیمهای مدیریتی میتواند راهگشا باشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| استراتژی سازگاری؛ تغییر اقلیم؛ تغییرات دما؛ مدل اپسیم؛ مدل لارس | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 530 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 333 |
||