بازپژوهی قلمروشناختی شرط خلاف مقتضای عقد: تبیین و نقد نظریات اعم، عام، اخص و خاص | ||
| مجله علمی "پژوهشهای فقهی" | ||
| دوره 21، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 287-299 اصل مقاله (898.47 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jorr.2025.385349.1009539 | ||
| نویسندگان | ||
| عباس کریمی1؛ سید امید موسوی* 2 | ||
| 1گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2گروه فقه و حقوق خصوصی، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| شرط خلاف مقتضای عقد، مفهومی است که همواره نقش مهمی در نوشتار فقهی و حقوقی داشته و مورد استفاده فقها و حقوقدانان بوده است. براساس این سابقه طولانی که ریشه آن در فقه اسلامی وجود دارد، تحولات چشمگیری در زمینه مفهومشناسی این نهاد فقهی و حقوقی مشاهده میشود. از آنجایی که فقها در تعریف شرط خلاف مقتضا، همنظر نبوده و دیدگاههای مختلفی در این زمینه داشتهاند، با مطالعه و بررسی سیر تاریخی تحول معنای شرط خلاف مقتضا، با دامنه گستردهای از معانی مواجه خواهیم بود. برخی، معنایی بسیار فراگیر برای این شرط درنظر گرفته و برخی دیگر به محدودیت جدی آن معتقد بودهاند. در این میان، نظریه مفهوم خاص شرط خلاف مقتضا، دیدگاه مورد قبولی است که نه گستردگی بیش از حد نظریات اعم و عام را داشته و نه به محدودیت مفهومی نظریه اخص دچار شده است. نظریه مفهوم خاص با ارائه ضابطه و ملاک صحیح، مرز مفهومی شرط خلاف مقتضا را از سایر شروط فاسد جدا کرده و قلمروی واقعی این نهاد فقهی و حقوقی را نشان میدهد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| شرط؛ مقتضای عقد؛ نظریه خاص | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,928 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,653 |
||