محمدی اورنگی, بهزاد, شهبازی, مهدی, بخشی نژاد, بهناز. (1405). مقایسۀ روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت و تصمیمگیری کودکان عادی، DCD و ADHD در فوتسال: تأکیدی بر آموزش فراگیر. , 18(1), -. doi: 10.22059/jsmdl.2025.383679.1801
بهزاد محمدی اورنگی; مهدی شهبازی; بهناز بخشی نژاد. "مقایسۀ روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت و تصمیمگیری کودکان عادی، DCD و ADHD در فوتسال: تأکیدی بر آموزش فراگیر". , 18, 1, 1405, -. doi: 10.22059/jsmdl.2025.383679.1801
محمدی اورنگی, بهزاد, شهبازی, مهدی, بخشی نژاد, بهناز. (1405). 'مقایسۀ روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت و تصمیمگیری کودکان عادی، DCD و ADHD در فوتسال: تأکیدی بر آموزش فراگیر', , 18(1), pp. -. doi: 10.22059/jsmdl.2025.383679.1801
محمدی اورنگی, بهزاد, شهبازی, مهدی, بخشی نژاد, بهناز. مقایسۀ روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت و تصمیمگیری کودکان عادی، DCD و ADHD در فوتسال: تأکیدی بر آموزش فراگیر. , 1405; 18(1): -. doi: 10.22059/jsmdl.2025.383679.1801
مقایسۀ روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت و تصمیمگیری کودکان عادی، DCD و ADHD در فوتسال: تأکیدی بر آموزش فراگیر
1گروه علوم ورزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.
2گروه علوم رفتاری و شناختی ورزشی، دانشکدۀ علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3گروه رفتار حرکتی، دانشکدۀ تربیت بدنی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
چکیده
مقدمه: هدف این تحقیق مقایسۀ روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت فردی و تیمی و تصمیمگیری در تلفیق با آموزش فراگیر بود. روش پژوهش: برای رسیدن به این هدف 64 کودک پسر (1/73±10/22 سال) بهعنوان نمونۀ در دسترس انتخاب شدند. کودکان به مدت دو ماه هر هفته دو جلسه و هر جلسه 90 دقیقه در گروههای چهارگانه (در هر گروه 12 کودک عادی دو کودک بیشفعال و دو کودک DCD) مهارتهای فوتسال را تمرین کردند. در هر کدام از متغیرهای خلاقیت فردی، تیمی و تصمیمگیری، تعداد اعمال مشاهدهشده ثبت و تحلیل شد. بخشی از دادهها بهصورت توصیفی و بقیه با آزمون 2 (زمان)*۴(گروه) تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که روش خطی در مقایسه با روش غیرخطی، TGFU و افتراقی تأثیر کمتری بر خلاقیت فردی، تیمی و تصمیمگیری دارد. در این زمینه گروه غیرخطی در اعمال اصیل و خلاق، خلاقیت تیمی و تصمیمگیری بهتر از گروههای دیگر بود. در بخش آموزش فراگیر نیز عملکرد افراد با اختلال در پسآزمون برای اعمال خلاق، برای اعمال اصیل، برای خلاقیت تیمی و برای تصمیمگیری در گروه غیرخطی، افتراقی و TGFU بهتر از روش خطی بود. نتیجهگیری: نتایج این تحقیق بر اهمیت تلفیق آموزش فراگیر با روش غیرخطی تأکید میکند که در آن دستکاری قیود میتواند ضعفهای کودکان دارای مشکل را پوشش دهد. این نتایج در مدارس کاربرد دارد.