تبیین جامعهشناختی - نهادی آموزش عشایری در ایران: مطالعه موردی ایل قشقایی | ||
| فصلنامه سیاست | ||
| دوره 51، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 460-435 اصل مقاله (368.18 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jpq.2021.83354 | ||
| نویسندگان | ||
| سعید حاجی ناصری* 1؛ میلاد یزدان پناه2 | ||
| 1استادیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی دکتری دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| هر جامعه نظام تربیتی و آموزشی مناسب با ساختارهای سیاسی و اجتماعی و زمانی خود را میطلبد. از آنجا که زیست عشایری از سبکهای برجسته زندگی در ایران بوده است، نگارندگان با تمرکز بر ایل قشقایی و نگاهی جامعهشناختی _ نهادگرایانه در این پژوهش به تبیین و بررسی آموزش عشایری در ایران معاصر از دوران پهلوی اول تا جمهوری اسلامی میپردازند. براساس رویکرد نهادگرایی، نهادها برحسب نیاز و برای انجام کارویژههای خاصی ایجاد میشوند، طی زمان تغییر مییابند، و حتی دوام نهادها نیز به پایداری کارویژههای آنها بستگی دارد. فرایند شکلگیری و گسترش آموزش در جامعه عشایری مانند هر نهاد اجتماعی و سیاسی دیگری در طول تاریخ با تغییر و تحولات فراوانی همراه بوده است. در این مطالعه با استفاده از روش کیفی مبتنی بر اطلاعات و دادههای تاریخی موجود گردآوریشده براساس مشاهده اشتراکی، مصاحبه، تحلیل دادههای رویدادها و تحلیل گفتمانی از سوی پژوهشگران برجسته، و تحلیل و استنباط فردی، تلاش میشود به دو پرسش پاسخ داده شود: 1. نظام آموزش عشایری چه کارویژهها و پیامدهایی داشته است؟ 2. چرا و چگونه این نظام آموزشی در ایران تحت تأثیر ساختار قدرت دولت قرار میگیرد؟ در فرضیه پژوهشی، استدلال میشود که شکلگیری آموزش و پرورش عشایری در ایران تحت تأثیر ذهنیت روشنفکران و سیاستمداران ایرانی نسبت به مسئله ایلی و ساختار قدرت دولت قرار داشته است، و به تغییرات اجتماعی و فرهنگی منجر شده که شامل تمرکز قدرت به نفع دولت مرکزی، زوال قدرت و سلسلهمراتب ایلی، ادغام عشایر و همبستگی هویتی بوده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ایل قشقایی؛ ایران؛ آموزش عشایری؛ ادغام؛ نهادگرایی؛ تمرکز قدرت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,386 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 974 |
||