کاراندیشی؛ چارچوبی برای تحلیل نسبت کار و معنای زندگی | ||
| فلسفه | ||
| دوره 19، شماره 1 - شماره پیاپی 36، تیر 1400، صفحه 153-172 اصل مقاله (585.85 K) | ||
| نوع مقاله: علمی -پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jop.2021.311932.1006558 | ||
| نویسنده | ||
| مسعود صادقی* | ||
| استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه | ||
| چکیده | ||
| مسئلۀ اصلی در مقالۀ پیش رو این است که چگونه میتوان در چارچوب نگرشی فلسفی که میتوان آن را «کاراندیشی» نامید، به مهمترین پرسشها دربارۀ «معنابخشی» کار و مباحث مرتبط با آن پرداخت. به همین منظور تلاش شده است تا ابتدا معنا و اهمیت کاراندیشی تبیین و در پرتو آن، نسبت کار با انسان و انسانیت بررسی شود و دو رویکرد کاراندیشی با «رویکرد بازآفرینی معنای کار» و کاراندیشی با «رویکرد معنوی» توضیح داده شود. در ادامه، نشان داده شده است که کار لزوماً ابزار نیست و میتواند هدفی ذاتی در زندگی قلمداد شود؛ به همین دلیل، برخلاف نظر رایج در میان بسیاری از اندیشمندان، میتواند نه پدیدهای ذاتاً نامطلوب و معنازدا، بلکه خوشایند و معنابخش در شمار آید؛ بنابراین، مرز میان ساعات اشتغال و اوقات فراغت بسیار سیال میشود. به تعبیر بهتر، اوقات فراغت نباید بهگونهای معنا شود که در مقابل کار قرار گیرد یا حتی بهمثابۀ مکملی برای آن باشد. اوقات فراغت، زمان بیکاری نیست، بلکه شرایطی است مساعد برای انجامدادن کارهای مهم، اما مورد علاقهای که بدون کنترل بیرونی یا انگیزههای صرفاً اقتصادی شایسته است که آن را از سر اختیار، علاقه و داوطلبانه پیگرفت. البته بر پایۀ سطحبندی ارائهشده از مراتب کار (شغل، حرفه، رسالت یا ندای درون)، همۀ افراد نمیتوانند به این مرتبه از معنابخشی کار دست پیدا کنند و کار آرمانی خویش را یافته یا خلق نمایند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| کار؛ کاراندیشی؛ معنای کار؛ مراتب کار؛ فراغت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 930 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,003 |
||