تحلیل انتقادی مواجهة نظری روشنفکران عصر مشروطه با مفهوم قانون با تکیه بر بنیانهای فلسفی قانون مدرن | ||
| فصلنامه مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران | ||
| دوره 51، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 929-950 اصل مقاله (856.5 K) | ||
| نوع مقاله: علمی-پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jplsq.2020.259405.1756 | ||
| نویسندگان | ||
| قدرت الله رحمانی1؛ کمال کدخدامرادی* 2؛ محسن سعیدی ابواسحاقی3 | ||
| 1استادیار گروه حقوق عمومی دانشکدةحقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران | ||
| 3دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران | ||
| چکیده | ||
| در مواجهة ایرانیان با تجدد، یکی از راهبردهای اساسی روشنفکران ایرانی، اصلاح نظام حقوقی مبتنی بر وارد کردن ایدة «قانون» بود. قانون بهمثابة هستة بنیادین نظام حقوقی مدرن، امر خودآیین و خودبنیاد است که مظهر آزادی و خودآیینی انسان جدید تلقی میشود که فیلسوفان عصر روشنگری به تفسیر آن پرداختهاند. از طرف دیگر، روشنفکران ایرانی در جستوجوی علل عقبماندگی ایران و پیشرفت کشورهای غرب به نتیجه رسیدند که تنها راهحل مشکلات ایران در یک کلمه و آن هم قانون قرار دارد. بر این اساس مسئلة اصلی مقاله حاضر این است که آیا روشنفکران ایرانی مواجهة صحیح و اصیلی از مفهوم قانون مدرن داشتهاند یا خیر؟ بهمنظور پاسخگویی به پرسش مذکور از طریق روش تحلیلی- تطبیقی این نتیجه بهدست آمد که سه رویکرد «تبدیل شریعت به قانون»، «تکمیل و تعاون شرع و قانون» و «تعارض میان شرع و قانون» در رابطه با نسبت شرع و قانون پدید آمده است که مواجهة نظری دو رویکرد نخست نسبت به قانون بدون تحقق بنیادها و پشتوانة فلسفی و معرفتی مفهوم قانون شکل گرفته و از پس این نگاه، به جمع و سازگاری ظاهری میان قانون و شریعت حکم شده است، درحالیکه جمع میان قانون بهعنوان امری خودبنیاد و شریعت بهعنوان امری دگربنیاد و خدامحور، به لحاظ فلسفی، جمعی محال و ممتنع بهنظر میرسد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| روشنفکری؛ غرب مدرن؛ قانون؛ مشروطه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,370 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 819 |
||