موقعیت ناسازوار نخستین نهاد علوم اجتماعی در ایران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از تأسیس تا انقلاب اسلامی | ||
| مجلۀ مطالعات جامعهشناختی (نامۀ علوم اجتماعی سابق) | ||
| مقاله 1، دوره 26، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 9-36 اصل مقاله (678.93 K) | ||
| نوع مقاله: علمی وپزوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jsr.2020.75857 | ||
| نویسندگان | ||
| محمود اسماعیل نیا1؛ عباس کاظمی* 2؛ بهرنگ صدیقی3 | ||
| 1دانشجوی دکترای جامعهشناسی فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری | ||
| 2استادیار گروه مطالعات فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری | ||
| 3استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن | ||
| چکیده | ||
| این مقاله در پی بازشناسی بستر اجتماعی و سیاسیِ پیدایی مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی و بررسی مناسبات آن با ساختار قدرت و روشنفکران حوزه عمومی؛ و نیز بازفهمی علل شکوفایی و اُفول آن در دو دهۀ اول فعالیت، یعنی از زمان تأسیس تا زمان انقلاب اسلامی است. این مؤسسه نخستین نهاد علوم اجتماعی در ایران است که یک ربع قرن پس از تأسیس دانشگاه تهران به عنوان بازوی تحقیقاتی دولت پهلوی دوم برای پیشبرد برنامههای نوسازی کشور به صحنه آمد. جایگاه مؤسسه، همانند وضعیت علوم اجتماعی در ایران، در کانون مثلثی با سه رأس دانشگاه، قدرت سیاسی و حوزه عمومی قرار داشت؛ در نتیجه، نوع مناسبات با این سه ساحت بود که فراز و فرودش را معین میکرد. مؤسسه به رغم موقعیت ناسازوارش توانست در دهۀ اول فعالیت خوش بدرخشد و توجه دولتمردان و روشنفکران را به اهمیت علوم اجتماعی جلب کند به گونهای که مقولهای به نام پژوهش اجتماعی به کانونی برای همپوشانی منافع و علائق رژیم و منقدانش تبدیل شد. امّا با دگرگونی تدریجی این مناسبات و تغییر رویکرد حکومت نسبت به مؤسسه، دوران اُفولش آغاز شد و از میانۀ میدان به حاشیه رانده شد. در این مقاله تلاش میشود تا سهم مؤسسه در تثبیت و گسترش علوم اجتماعی در ایران به بحث گذاشته شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| علوم اجتماعی در ایران؛ مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی؛ حوزۀ عمومی در ایران؛ احسان نراقی؛ پژوهش اجتماعی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,259 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,063 |
||