بایستههای مدیریت سیاسی شهر در نظریههای انتقادی پسامدرن | ||
| پژوهشهای جغرافیای انسانی | ||
| مقاله 17، دوره 52، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 697-707 اصل مقاله (547.6 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jhgr.2019.265797.1007774 | ||
| نویسنده | ||
| افشین متقی* | ||
| دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشکدة علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی | ||
| چکیده | ||
| امروزه، شهرها، با جمعیت فزاینده و استفادة روزافزون از منابع، از چنان پیچیدگی و مسائلی برخوردارند که توجه بسیاری از حکمرانان و سیاستورزان را به خود جلب کردهاند. کلانشهرهای امروزی با جمعیت پُرشمار و استفادة حداکثری از منابع، چالشهای پُرمناقشهای در سپهر سیاسی کشورها پدید آوردهاند. مسائل و مناسبات شهری در جغرافیا در زیرشاخههایی چون جغرافیای شهری (در ایران با نام جغرافیا و برنامهریزی شهری، جغرافیای سیاسی، یا ژئوپلیتیک شهری) بررسی میشود. شهر در جهان امروز گستردهترین و پیچیدهترین فضایی است که در آن ابعاد مهم سیاست و قدرت متبلور میشود. مجموعة متعدد و متنوعی از ساختارها و نهادهای مالی- پولی و سیاسی، انجمنها، مؤسسهها و شرکتها و ساختهای دولتی شهر را به یکی از فضاهای بازیگری مهم و سرنوشتساز در کشورها تبدیل کرده است. بهدلیل اهمیت مسائل و معضلات مدیریتی-سیاسی کلانشهرها، که در ابعاد کشوری نیز تبلور مییابد، پژوهش حاضر با روش توصیفی به بررسی چگونگی مدیریت سیاسی شهر از منظر نظریة پساساختارگرایی پرداخته است. نتایج نشان میدهد سادهسازی و استانداردسازی فضا در شهرها یکی از مهمترین کاستیهای مدیریت سیاسی آن محسوب میشود؛ بهگونهای که شهرها، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، از ساختار پیچیدة سیاسی، اقتصادی، و محیطی قدرتمحور بهچارچوب هندسی- رقابتی توسعهمحور تقلیل یافتهاند. در یک نمونة عینی، در کلانشهر تهران با مدیریتی هندسی-فیزیکی صرفاً به گردش سرمایه و سودآوری در فضای این شهر توجه شده است که نتیجة آن افزایش لجامگسیختة ساختوسازها، تخریب طبیعت، انفجار جمعیت، و نیز تشدید فاصلة مرکز-پیرامون است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| پساساختارگرایی؛ شهر؛ مدیریت سیاسی؛ فضا؛ نظریه های انتقادی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,199 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 708 |
||