تحلیل انتقادی سیاست آموزشی؛ بازخوانش ارزشهای گمشده | ||
| سیاستگذاری عمومی | ||
| مقاله 7، دوره 3، شماره 3، 1396، صفحه 137-160 اصل مقاله (357.75 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/ppolicy.2017.64175 | ||
| نویسندگان | ||
| عباس عباس پور1؛ کیوان مرادی* 2 | ||
| 1دانشیار مدیریت دانشگاه علامه طباطبائی | ||
| 2دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی | ||
| چکیده | ||
| سیاست آموزشی موضوعی پیچیده، ذاتاً سیاسی و درآمیخته با ارزشهای متعدد است. مسائل قابل طرح در سیاست آموزشی، برساخته هایی اجتماعی هستند که درک هر کدام از این مسائل علاوه بر قابلیت تخصصی رشتهای، مستلزم بهره مندی از ظرفیت زبانشناختی و جامعهشناختی مبتنی بر شرایط بومی، منطقهای و جهانی است. زبان، نقش محوری در ایجاد و انتشار این برساخته ها ایفا میکند. لذا، تحلیل عمیق این نوع مسائل و تلاش در جهت حل موضوعات و مناقشات سیاستی مستلزم اتخاذ رویکردی است که بتواند ساخت اجتماعی سیاست آموزشی را در ابعاد و زوایای چندگانه آن مدنظر قرار دهد. تحلیل انتقادی سیاست آموزشی ازجمله سنتهای نظری-روششناسی است که بر اهمیت بررسی سیاست آموزشی درون بافت تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تأکید دارد. تحلیل انتقادی سیاست آموزشی توانایی آشکار کردن ارزشهای مفقوده و صداهای شنیده نشده را دارد. تحلیل انتقادی سیاست آموزشی، ریشه در آن سنتهای نظری دارد که اپل، ژیرو، ازگا و بال شاخصترین چهرههای آن هستند. بسط تحلیل انتقادی سیاست در آموزش پاسخی به شرایط گذشته و نشانهای از تغییری بنیادین در این حوزه است. با این وجود، هنوز توجه کمی به سرمایه گذاری برای درک ماهیت این تغییر و مهمتر از آن، مفصلبندی تحلیل انتقادی سیاست آموزشی شده است. لذا، هدف اصلی این نوشتار پرکردن شکاف مورد نظر است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحلیل انتقادی سیاست؛ تئوری انتقادی؛ سیاست آموزشی؛ رهبری آموزشی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,213 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,547 |
||