فراداستان تاریخنگارانه در نمایشنامۀ اژدهاک از سهبرخوانی اثر بهرام بیضایی | ||
| نشریه هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی | ||
| مقاله 4، دوره 21، شماره 1، 1395، صفحه 25-33 اصل مقاله (418.47 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jfadram.2016.57671 | ||
| نویسندگان | ||
| علی رجبزاده طهماسبی* 1؛ اسدالله غلامعلی2؛ علی اصغر فهیمی فر3 | ||
| 1استادیار دانشکدة تولید رادیو و تلویزیون، دانشگاه صداوسیما، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران | ||
| 3دانشیار دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| فراداستان تاریخنگارانه از مباحث مهم و شایستة تأمل در پسامدرنیسم است. فراداستان، نتیجة گذار از ادبیات کلاسیک، رئالیسم و مدرن است؛ متنی پستمدرنیستی است که فاصله و تفاوت داستان و غیرداستان را در هم میشکند و گونهای نو و متناسب با جهانبینی پسامدرن را خلق میکند. نهتنها تعریف جوهرة ذاتی پستمدرنیسم دشوار است، بلکه تشخیص خاستگاه تاریخی آن نیز مبهم است. نظریهپردازان بسیاری معتقدند که پستمدرنیسم، ادامهدهندة مدرنیسم است؛ چراکه مدرنیسم یک جریان ناتمام و بدونِ پایان است. همچنین پستمدرنیسم از هر گونه تعریف قاطع و قرارگیری در یک قالب پرهیز میکند. بهرام بیضایی بهعنوان یکی از مهمترین نمایشنامهنویسان ایرانی، از اساطیر و حماسه در نگارش آثارش کمک گرفته است. اژدهاک از این دسته است. نمایشنامة اژدهاک از سه بَرخوانی نوشتة بیضایی نمونهای از یک فراداستان است که در آن تاریخ و اساطیر بهگونههای دیگر زاده میشوند و حیات مییابند. در این پژوهش که به شیوة تحلیلی توصیفی نگاشته شده، خاستگاه پسامدرن، هنر پسامدرن و پسامدرن در ادبیات نمایشی و فراداستان تاریخنگارانه تحلیل شده و در ادامه، نمایشنامه ذکرشده بهعنوان یک فراداستان بررسی شده و در پایان نتایج ارائه شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بهرام بیضایی؛ پسامدرنیسم؛ سه بَرخوانی از اژدهاک؛ فراداستان تاریخنگارانه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,238 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,880 |
||