جغرافیای سیاسی بهمثابۀ یک علم تجربی | ||
| پژوهشهای جغرافیای انسانی | ||
| مقاله 13، دوره 48، شماره 2، 1395، صفحه 389-405 اصل مقاله (784.93 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jhgr.2016.56083 | ||
| نویسندگان | ||
| محمود واثق* 1؛ نرجس سادات حسینی2؛ مهتاب جعفری3 | ||
| 1استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| 2دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| 3دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| در یک تقسیم کلی میتوان علم را به دو معنای عام و خاص درنظر گرفت. علم در معنای کلی و عام، مشتمل بر مجموع دانستنیها، صرفنظر از موضوع، محتوا و روششناسی آن است. در زبان انگلیسی، از این معنای علم با واژۀ knowledge [1] یاد میشود. علم در مفهوم خاص، به آن دسته از معرفتها گفته میشود که ویژگی تجربی و آزمونپذیر دارند و با واژة science [2] معرفی میشوند. براساس ضابطة تجربهپذیری، بسیاری از علوم و معارف نظیر فلسفه، ریاضیات، ادبیات، شعر، فقه، منطق و نظایر آن، از قلمرو معرفت علمی خارج میشوند. در نزد فلاسفة پوزیتیویست علم و براساس ضابطۀ «معناداری»[3]، علم تجربی معرفتی مبتنیبر مشاهده و آزمون است و قابلیت اثبات و ابطالپذیری تجربی دارد. از اینرو، هر معرفت قابلآزمون و اثبات، در زمرة معرفت علمی (تجربی) قلمداد میشود. دانش جغرافیا و از آن میان شاخة جغرافیای سیاسی که روابط نظاممند میان انسان (سیاست) و محیط جغرافیایی را بیان و تشریح میکند، از جمله علوم قدیمی است که سابقة آن به اندازۀ عمر انسان در زمین است. پرسش اساسی که در اینجا مطرح میشود آن است که آیا میتوان جغرافیای سیاسی را بهمثابة معرفتی تجربی، در ردیف علوم تجربی قلمداد کرد. مطابق فرضیة این مقاله، جغرافیای سیاسی بهدلیل برخورداری از ویژگیهای معرفت تجربی، در ردیف علوم تجربی قرار دارد. از اینرو، میتوان جغرافیای سیاسی را دانشی تجربی بهشمار آورد. [1]. علم بهمعنای عام [2]. علم به معنای خاص [3]. Meaningfulness | ||
| کلیدواژهها | ||
| استقراگرایی؛ تحول اندیشه در جغرافیای سیاسی؛ علم؛ علم تجربی؛ معیارهای علمی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,309 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,851 |
||