مرگِ زمان، و هرمنوتیکِ عکسِ اجتماعی | ||
| نشریه هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی | ||
| مقاله 1، دوره 17، شماره 4 - شماره پیاپی 1346448، 1391، صفحه 5-12 اصل مقاله (686.17 K) | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22059/jfava.2013.30062 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد حسن پور1؛ علیرضا نوروزی طلب2 | ||
| 1عضو هیئت علمی دانشکده هنر و معماری، دانشگاه سیستان و بلوچستان | ||
| 2استادیار دانشکده¬ی هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران | ||
| چکیده | ||
| بررسی و تحلیلِ نحوهی ارتباطِ انسان با وجود، بهمثابهِ موجودی مستقردرجهان، و سوال از چگونگیِ درکِ آدمی از هستی، پرسشی اساسی است که مارتین هایدگر در اثرِ فلسفیِ خویش، وجود و زمان، بدان پرداخت و کوشید که رازِ هستیمند بودنِ آدمی را بگشاید. برمبنای فلسفهی وی، انسان همان وجودی است که سعی دارد بفهمد، و فهمندگی و عالمداشتن، سرشتِ اوست. او هماره با پیشفهمی از اشیا و جهان، در تلاشِ تفسیرِ جهان است. فهم و تفسیر، ذاتِ آدمی است. جهان بهسانِ تصویر آشکار می شود و حقیقتِ هنر توسط هنرمند در تصویرِهنری رخ مینمایاند. عکس نیز بهمثابهِ تصویر، همچون سایرِ ابژههای این جهانی، تفسیر میشود و مفسر با مجموعهای از پیشفهمها و پیشتصوراتی که به-هویت و فهمندگیاش شکل داده، هر تصویری را تفسیر میکند. فهم و فهمندگی امری ثابت و صُلب نیست، بل سیال و پویاست. آنچه در برابرِ برخی عکسها، در مخاطبِ آن رخ میدهد، بههمین پیشفهمهایی بستگی مییابد که عکس بهآن وابسته است، و همان پیشفهم است که عکسرا برای مخاطبش خاص و ویژه مینماید. آنچه عکسها، در زندگیِ اکنونِ انسان، نمایش میدهند، آنجا اهمیتِ خودرا نشان میدهد که تحلیل و بررسیِ عکسهایی که موضوعیتِ اجتماعیِ انسانرا بهمثابهِ موجودی در این جهان، نشان میدهند، میتوانند هستیِ آدمی را محاکات کنند. مقـالهی حاضر، سـعی در تاباندنِ نـوری بهحریمِ خلوتِ عکسِاجتماعی (و خانوادگی)، و مخاطبِ ویژهاش دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تاریخمندی؛ حیاتِاجتماعی؛ عکسِاجتماعی؛ متنِتصویری؛ هرمنوتیک | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,785 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 3,813 |
||